تبليغاتX
×× ازتمام روزهای باهم بودن ××
نه بدون تو نمی شود!

حتما باید برگردی.

من تمام خوشبختی ام را در چشم های تو جاگذاشته ام.

تو که به بدبختی من راضی نمی شوی؟


نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:54 توسط علیرضا | |
من

یک آغوش به توبدهکارم،

تو

تمام لبخندهای نازده ات را.

لبخند بزن تا در آغوش تو جان بدهم.

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:4 توسط علیرضا | |
بانوی بالا نشین رویاهایم،

دلنشینم،گلنشانم،

دوری نکن ازمن!

نادیدن تو دشوار است.

دشوارتراز تلخی های زندگی!

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:33 توسط علیرضا | |
نزدیکم نیا

تلخم!

بوی  گس تلخی ام این روزها،

روی دانه های بوداده ی قهوه راکه هیچ،

روی زهرمارراهم سفید کرده!

نزدیکم نیا!

من تاب اندوه توراندارم!

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:15 توسط علیرضا | |
رازت را به من بگو!
قبل از آنکه
عشق مان برسر زبان ها بیفتد
پیش از آنکه بی حرمت شود
تمام لحظه های باهم بودنمان!
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 17:14 توسط علیرضا | |
سه روز دیگر هم صبر میکنم

تا شاید

عطر بوسه های تو از یادم برود!

 تا شاید تو

قبل از فراموش شدن عطر بوسه هایت،

جایشان  رابرروی گونه هایی که هر روز

انتظار لبهای  تورا می کشند،دوباره محکم کنی !

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 16:55 توسط علیرضا | |
چشم انتظاری زیبایی است،

چشم به راه توبودن!

همیشه بهار بوی باتوبودن دارد.

بوی پیچک وشمعدانی وقاصدک .

نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 16:54 توسط علیرضا | |
من
مدتهاست که بی تو ،تنهاییم را
تنها قدم می زنم!
تنها به این امید که توشاید
تنها نباشی!

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 19:8 توسط علیرضا | |
گفت :چه داری؟

گفتم : دل!

گفت :چند می فروشی؟

گفتم:فروشی نیست!

ویرانش کرد ورفت.

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 15:49 توسط علیرضا | |
دست تودر دسترس نیست!

دسترسی به زیبایی های دنیا

بدون دست تو میسرنیست!

نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت 12:58 توسط علیرضا | |